من آن گلبرگ مغرورم نمی میرم ز بی آبی / ولی بی دوست می میرم در این مرداب تنهایی

من کیستم ...

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی

ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم

من اون خاکم به زیر پا ولی مغرور مغرورم

به تاریکی منم تاریک ولی پر نور پر نورم

اگر گلبرگ بی آبم به شبنم رو نمی یارم

اگر تشنه به خورشیدم به سایه تن نمی کارم

من اون دردم که هر جایی پی مرهم نمی گرده

چه غم دارم اگر دنیا به کام من نمی چرخه

من اون عشقم که با هرکس سر سفره نمی شینه

من اون شوقم که اشکامو به جز محرم نمی بینه

اگر من سایه ی خشکم به دریا دل نمی بندم

اگر بارون پر بارم به صحرا دل نمی بندم

/ 0 نظر / 18 بازدید